پائولو کوئلیو – Paulo Coelho

پائولو کوئلیو (paulo coelho) در سال ۱۹۴۷، درخانوادهای متوسط به دنیا آمد .پدرش، مهندس بود و مادرش، خانه دار. وی درهفت سالگی، به مدرسه عیسویهای سن ایگناسیو در ریودوژانیرو در برزیل رفت. تاثیر این محیط بر او، این بود که تصمیم گرفت نویسنده شود و اولین جایزه ادبی خود را در مسابقه شعر مدرسه بهدست آورد.

مدتی بعد، برای روزنامه دیواری مدرسه خواهرش مقالهای نوشت که آن مقاله هم جایزه گرفت. والدین پائولو، چون میخواستند فرزندشان مهندس شود، سعی میکردند شوق نویسندگی را در او از بین ببرند. آشنایی پائولو با کتاب مدار راسالسرطان (هنری میلر)، روح طغیان را در او برانگیخت و باعث شد پا روی خواسته های خانواده بگذارد.

پدرش رفتار او را ناشی از بحران روانی دانست و به همین علت پائولو تا ۱۷ سالگی، دو بار در بیمارستان روانی بستری شد کمی بعد، پائولو با یک گروه تئاتری آشنا شد و همزمان، به روزنامهنگاری روی آورد.

از نظر طبقه متوسط راحت طلب آن دوران، تئاتر سرچشمه فساد اخلاقی بود. به این بهانه وی برای بار سوم در بیمارستان بستری شد. اما با تشخیص پزشک مبنی بر دیوانه نبودن، وی سرگشته تر و آشفته تر از قبل، از بیمارستان مرخص شد.

پائولو بعد از این جریان، کتاب «ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد» را نوشت که سال ۱۹۸۸ در برزیل منتشر شد. این کتاب باعث شد، سال بعد قانونی در کنگره به تصویب برسد (ممنوعیت پذیرش بی رویه بیماران روانی در بیمارستانها) که ۱۰ سال بلاتکلیف مانده بود.

پائولو در ۲۶سالگی به این نتیجه رسید که به اندازه کافی زندگی کرده و دیگر میخواهد طبیعی باشد. در یک شرکت تولید موسیقی مشغول به کار شد و پس از آشنایی با زنی، بااو ازدواج کرد. آنها سال ۱۹۷۷ به لندن رفتند و پائولو شروع به نوشتن کرد، اما موفقیت چندانی به دست نیاورد. سال بعد به برزیل برگشتتند و همسرش از او جدا شد.

مدتی بعد با دوستی قدیمی به نام کریستینا اویتیسیکا ملاقات کرد که منجر به ازدواج آنها شد و هنوز باهم زندگی میکنند. وی بعد از یک سفر زیارتی، در سال ۱۹۸۷ کتاب خاطرات یک مُغ را نوشت. یک ناشر کوچک برزیلی این کتاب را چاپ کرد و فروش نسبتا خوبی داشت، اما با اقبال کمی از سوی منتقدان رو به رو شد.

کوئلیو در سال ۱۹۸۸ کتاب کیمیاگر را نوشت. کتابی کاملاً نمادین که کلیه مطالعات ۱۱ ساله وی را درباره کیمیاگری، در قالب داستانی استعاری خلاصه میکرد. داستان کتاب درباره چوپانی اندلسی به نام سانتیاگو است که زادگاهش را در اسپانیا رها میکند و به شمال افریقا میرود تا گنجی را در حوالی اهرام بیابد.

موفقیت کیمیاگر درایالات متحده، آغاز فعالیت بینالمللی پائولو بود. تهیه کنندگان متعددی از هالیوود، علاقه زیادی به خرید امتیاز ساخت فیلم از روی این کتاب نشان دادند و سرانجام، شرکت برادران وارنر درسال ۱۹۹۳، این امتیاز را خرید.

کیمیاگر، رکورد فروش تمام کتابهای تاریخ نشر برزیل را شکست و حتی نامش در کتاب رکوردهای گینس نیز ثبت شد. پائولو در سال۱۹۹۰، کتاب بریدا را منتشر کرد که در آن، درباره عطایای هر انسان صحبت میکرد. بریدا، داستان یک دختر جوان ایرلندی است که میخواست جادوگر باشد.

بریدا ناچار است میان دو سنت کهن، یکی را برگزیند. این کتاب با استقبال زیادی مواجه شد و باعث شد کیمیاگر و خاطرات یک مغ نیز دوباره مورد توجه قراربگیرند. در مدت کوتاهی، هرسه کتاب در صدر فهرست کتابهای پرفروش برزیل قرارگرفت.

انتشار کتاب کنار رود پیدرا نشستم و گریستم در سال ۱۹۹۴، موفقیت بینالمللی پائولو را تثبیت کرد. در این کتاب، پائولو درباره بخش مادینه وجودش صحبت کرده است. این اثر، خوانندگان بسیاری را در سراسر جهان مسحور خود کرده است. در سال ۱۹۹۶، انتشارات ابژتیوای برزیل، حق امتیاز کتاب کوه پنجم را خرید و یک میلیون دلار پیش پرداخت داد. این رقم، بالاترین مبلغ پیش پرداختی است که تا کنون به یک نویسنده برزیلی پرداخت شده است.

همان سال، پائولو نشان شوالیه هنر و ادب را از دست فیلیپ دوس بلازی، وزیر فرهنگ فرانسه دریافت کرد. پائولو در همان سال به عنوان مشاور ویژه برنامه همگرایی روحانی و گفت و گوی بین فرهنگها برگزیده شد. وی در سال ۱۹۹۷، کتاب مهمش راهنمای رزمآور نور را منتشر کرد. این کتاب، مجموعهای از افکار فلسفی اوست که به کشف رزمآور نور درون هر انسان کمک میکند.

کتاب راهنمای رزم آور نور مشتمل بر مجموعهای از اندیشههای فلسفی و قصههایی است که قلب سالکان را در هرجای دنیا به وجد میآورد. این کتاب، تا کنون کتاب مرجع میلیونها خواننده شده است. در مارس سال ۱۹۹۹، نشریه ادبی لیر، پائولو کوئلیو را دومین نویسنده پرفروش جهان، در سال ۱۹۹۸ اعلام کرد.

همان سال وی جایزه معتبر کریستال را از انجمن جهانی اقتصاد دریافت و دولت فرانسه، نشان لژیون دونور را به او اهدا کرد. در ماه مه ۲۰۰۰، پائولو به ایران سفر کرد. او اولین نویسنده غیرمسلمانی بود که بعد از انقلاب به ایران سفر میکرد. او از سوی مرکز بینالمللی گفتوگوی تمدنها، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و انتشارات کاروان، دعوت شده بود.

پائولو با انتشارات کاروان قرارداد همکاری بست و با توجه به این که ایران عضو معاهده بین المللی حق مؤلف نیست، او اولین نویسندهای بود که رسما از ایران حق التالیف دریافت میکرد.

در سپتامبر۲۰۰۰، رمان شیطان و دوشیزه پریم، همزمان در ایتالیا، پرتغال، برزیل و ایران منتشر شد. همین کتاب سال بعد در بسیاری از کشورهای جهان منتشر شد و در۳۰ کشور درصدر کتابهای پرفروش قرارگرفت و جایزه بامبی، یکی از معتبرترین و قدیمیترین جوایز ادبی آلمان را دریافت کرد.

در سال ۲۰۰۲ همزمان چهار کتاب (شیطان و دوشیزه پریم، کیمیاگر، کتاب راهنمای رزمآورنور و کوه پنجم) او در فهرست پرفروشترین کتابها در روسیه قرارگرفت.

همان سال پائولو جایزه هنر پلانتاری را از باشگاه بوداپست در فرانکفورت دریافت کرد و بیل کلینتون، پیام تبریکی برای او فرستاد. در همین سال ، معتبرترین نشریه ادبی پرتغالی به نام ژورنال دلتراس، اعلام کرد که فروش کیمیاگر، از هر کتاب دیگری در تاریخ زبان پرتغالی بیشتر بوده است.

پائولو کوئلیو را که کتابهایش از پرفروشترین، پرخواننده ترین و تاثیرگذارترین کتابها است، از پدیده های پایان قرن بیستم به شمار می آورند.

برخی او را کیمیاگر واژهها میدانند، و برخی پدیدهای عامه پسند. کتابهای او به ۵۶ زبان منتشر شده و در ۱۵۰ کشور خواننده دارد.

پاسخی بگذارید