خلاصه کتاب چه کمکی به ما می‌کند؟

ما در سلسله یادداشت هایی که در وبلاگ چکیده منتشر می‌کنیم مطلبی را در گذشته با عنوان چرا کتاب بخوانیم ؟ آورده ایم که اگر آنرا تاکنون نخوانده اید توصیه می‌کنیم آنرا اول بخوانید و سپس ادامه این یادداشت را مطالعه نمایید.

اما خلاصه کتاب ها چه کمکی به ما می‌کنند؟ در ادامه به ذکر بعضی از این فواید می‌پردازیم :

  • خلاصه کتاب، نکات اصلی کتاب را به ما منتقل می‌کند، در نتیجه اگر وقت برای مطالعه نداشته باشیم، با خواندن خلاصه کتاب، از مهم‌ترین موضوعات آن مطلع می‌شویم.
  • خلاصه کتاب، باعث یادآوری کل مطالب کتاب می‌شود، کسانی که کتابی را خوانده‌اند، با نگاه کردن به خلاصه کتاب تمام صفحات کتاب را به یاد می‌آورند.
  • شما به کمتر از ۱ ساعت زمان نیاز دارید تا خلاصه یک کتاب را مطالعه کنید
  • خواندن خلاصه کتاب، محدود به جا و مکان خاصی نمی‌شود، شما می‌توانید در سفر، قبل از شروع کلاس یا قبل از ساعت کاری خود، یک خلاصه کتاب را بخوانید.
  • از آنجا که چکیده یک کتاب کوتاه است و مطالبش به صورت تیتروار نوشته شده است، بیشتر در ذهن افراد می‌ماند.
  • مدیران و معلمان نیاز دارند خود را به‌روز نگه دارند تا مطالب جدید را به دانش آموزان و دانشجویان یاد بدهند، خواندن خلاصه کتاب، عصاره پرخاصیت کتاب را به ذهن معلمان و مدیران می‌خوراند.
  • خواندن خلاصه کتاب، برای افرادی که عادت به مطالعه ندارند، بسیار توصیه می‌شود، زیرا سبب آشنایی بیشتر آنها با دنیای کتاب می‌شود.
  • می‌توان از مطالب یک خلاصه کتاب در سخنرانی‌ها استفاده کرد.
  • تهیه خلاصه کتاب بسیار اقتصادی‌تر از خرید کتاب است، در حالی که مطالب خلاصه کتاب و خود کتاب به یک اندازه مهم است.
  • زمان برای خواندن همه کتاب‌ها وجود ندارد، اما می‌توان خلاصه کتاب‌ها را در زمان کمتری مطالعه کرد.
  • در دنیای پرسرعت امروزی، باید برای هرکاری سریع‌ترین راه‌ها را انتخاب کنید، سریع‌ترین راه برای مطالعه کتاب‌های بیشتر و افزایش دانش و اطلاعات، خواندن خلاصه کتاب است.
  • همان‌طور که کتاب خواندن شما را آرام می‌کند، خواندن خلاصه کتاب هم به شما آرامش می‌دهد.
  • یکی از راه‌های مقابله با تنهایی، خواندن کتاب است. خلاصه کتاب هم مانند کتاب تنهایی افراد را برطرف می‌کند.
  • وقتی خلاصه یک کتاب را بخوانید، راحت‌تر می‌توانید آن را برای دیگر افراد و دوستان خود توضیح دهید.

منابع استفاده شده :
وب‌سایت خلاصه کتاب

چرا کتاب بخوانیم؟

قصد داریم در ادامه بهترین مقالات فارسی در مورد اینکه چرا باید کتاب بخوانیم را بررسی کنیم:

۱ – مقاله ای از کافه بوک در مورد اینکه چرا کتاب بخوانیم

«برای شناختن اجتماع و جواب یافتن به پرسش‌ها چند راه وجود دارد. یکی از این راه‌ها این است که به روستاها سفر کنید و با مردم مختلف نشست و برخاست داشته باشید. راه دیگرش کتاب خواندن است، البته نه هر کتابی. بعضی‌ها می‌گویند «هر کتابی به یک بار خواندن می‌ارزد.» این حرف چرند است! در دنیا آنقدر کتاب خوب داریم که عمر ما برای خواندن نصف نصف آن‌ها هم کفاف نمی‌دهد. از میان کتاب‌ها باید خوب‌ها را انتخاب کنیم، که به پرسش‌های مختلف ما جواب‌های درست می‌دهند.»

۲ – مقاله ای از کافه بوک در مورد اهمیت مطالعه و کتاب خواندن

یک کتاب خوب می تواند مسیر زندگی شما را تغییر دهد!

۳ – مقاله ای از سایت خلاصه کتاب در مورد اینکه چرا باید کتاب بخوانیم؟

کتاب خواندن این مزیت‌ها را دارد:

  • باعث کاهش استرس و اضطراب شما می‌شود.
  • هوش کلامی و زبان شناختی شما را افزایش می‌دهد.
  • روحتان را تازه نگه می‌دارد.
  • دانش و اطلاعات شما را زیادتر می‌کند.
  • تفکر تحلیلی شما را بهبود می‌بخشد.
  • روابط شما با دیگران را اصلاح می‌کند.
  • تمرکز شما را عمیق‌تر می‌کند.
  • باعث بیشتر شدن دایره واژگان شما می‌شود.
  • موجب آرامش و تن‌آسایی شما می‌شود.
  • از تخریب سلول‌های مغز و آلزایمر جلوگیری می‌کند.
  • مهارت‌های نوشتن را در شما تقویت می‌کند.
  • سرگرمی سالم و رایگانی برای شما است.

۴ – مقاله ای از سایت پرشین استار در مورد دلایل علمی برای اینکه چرا باید کتاب بخوانیم؟

۱٫ کتاب خواندن از شما انسان بهتری می‌سازد.
۲٫ کتاب خواندن باعث کاهش استرس می‌شود.
۳٫ کتاب خواندن باعث افزایش هوش می‌شود.
۴٫ کتاب خواندن به روابط فردی کمک می‌کند.
۵٫ کتاب خواندن شما را سخنران بهتری می‌کند.
۶٫ کتاب خواندن از آلزایمر جلوگیری می‌کند.
۷٫ کتاب خواندن ذهن‌تان را فعال نگه می‌دارد.

۵ – مقاله ای از مشرق نیوز در مورد اینکه چرا باید کتاب بخوانیم

۶ – مقاله ای از مجله اینترنتی کاروژ در مورد اینکه چرا کتاب بخوانیم

امروزه، مطالعه‌ ما به خواندن آخرین پست‌ های تلگرام و اینستگرام محدود شده است. بسیاری از ما، آخرین مرتبه که کتابی را خوانده‌ایم، به‌یاد نمی‌آوریم. اما باید بدانید که مطالعه‌ روزانه مزایای بسیار زیادی دارد که ما با ترک مطالعه، از‌ آن بی ‌بهره می ‌مانیم.

پائولو کوئلیو – Paulo Coelho

پائولو کوئلیو (paulo coelho) در سال ۱۹۴۷، درخانوادهای متوسط به دنیا آمد .پدرش، مهندس بود و مادرش، خانه دار. وی درهفت سالگی، به مدرسه عیسویهای سن ایگناسیو در ریودوژانیرو در برزیل رفت. تاثیر این محیط بر او، این بود که تصمیم گرفت نویسنده شود و اولین جایزه ادبی خود را در مسابقه شعر مدرسه بهدست آورد.

مدتی بعد، برای روزنامه دیواری مدرسه خواهرش مقالهای نوشت که آن مقاله هم جایزه گرفت. والدین پائولو، چون میخواستند فرزندشان مهندس شود، سعی میکردند شوق نویسندگی را در او از بین ببرند. آشنایی پائولو با کتاب مدار راسالسرطان (هنری میلر)، روح طغیان را در او برانگیخت و باعث شد پا روی خواسته های خانواده بگذارد.

پدرش رفتار او را ناشی از بحران روانی دانست و به همین علت پائولو تا ۱۷ سالگی، دو بار در بیمارستان روانی بستری شد کمی بعد، پائولو با یک گروه تئاتری آشنا شد و همزمان، به روزنامهنگاری روی آورد.

از نظر طبقه متوسط راحت طلب آن دوران، تئاتر سرچشمه فساد اخلاقی بود. به این بهانه وی برای بار سوم در بیمارستان بستری شد. اما با تشخیص پزشک مبنی بر دیوانه نبودن، وی سرگشته تر و آشفته تر از قبل، از بیمارستان مرخص شد.

پائولو بعد از این جریان، کتاب «ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد» را نوشت که سال ۱۹۸۸ در برزیل منتشر شد. این کتاب باعث شد، سال بعد قانونی در کنگره به تصویب برسد (ممنوعیت پذیرش بی رویه بیماران روانی در بیمارستانها) که ۱۰ سال بلاتکلیف مانده بود.

پائولو در ۲۶سالگی به این نتیجه رسید که به اندازه کافی زندگی کرده و دیگر میخواهد طبیعی باشد. در یک شرکت تولید موسیقی مشغول به کار شد و پس از آشنایی با زنی، بااو ازدواج کرد. آنها سال ۱۹۷۷ به لندن رفتند و پائولو شروع به نوشتن کرد، اما موفقیت چندانی به دست نیاورد. سال بعد به برزیل برگشتتند و همسرش از او جدا شد.

مدتی بعد با دوستی قدیمی به نام کریستینا اویتیسیکا ملاقات کرد که منجر به ازدواج آنها شد و هنوز باهم زندگی میکنند. وی بعد از یک سفر زیارتی، در سال ۱۹۸۷ کتاب خاطرات یک مُغ را نوشت. یک ناشر کوچک برزیلی این کتاب را چاپ کرد و فروش نسبتا خوبی داشت، اما با اقبال کمی از سوی منتقدان رو به رو شد.

کوئلیو در سال ۱۹۸۸ کتاب کیمیاگر را نوشت. کتابی کاملاً نمادین که کلیه مطالعات ۱۱ ساله وی را درباره کیمیاگری، در قالب داستانی استعاری خلاصه میکرد. داستان کتاب درباره چوپانی اندلسی به نام سانتیاگو است که زادگاهش را در اسپانیا رها میکند و به شمال افریقا میرود تا گنجی را در حوالی اهرام بیابد.

موفقیت کیمیاگر درایالات متحده، آغاز فعالیت بینالمللی پائولو بود. تهیه کنندگان متعددی از هالیوود، علاقه زیادی به خرید امتیاز ساخت فیلم از روی این کتاب نشان دادند و سرانجام، شرکت برادران وارنر درسال ۱۹۹۳، این امتیاز را خرید.

کیمیاگر، رکورد فروش تمام کتابهای تاریخ نشر برزیل را شکست و حتی نامش در کتاب رکوردهای گینس نیز ثبت شد. پائولو در سال۱۹۹۰، کتاب بریدا را منتشر کرد که در آن، درباره عطایای هر انسان صحبت میکرد. بریدا، داستان یک دختر جوان ایرلندی است که میخواست جادوگر باشد.

بریدا ناچار است میان دو سنت کهن، یکی را برگزیند. این کتاب با استقبال زیادی مواجه شد و باعث شد کیمیاگر و خاطرات یک مغ نیز دوباره مورد توجه قراربگیرند. در مدت کوتاهی، هرسه کتاب در صدر فهرست کتابهای پرفروش برزیل قرارگرفت.

انتشار کتاب کنار رود پیدرا نشستم و گریستم در سال ۱۹۹۴، موفقیت بینالمللی پائولو را تثبیت کرد. در این کتاب، پائولو درباره بخش مادینه وجودش صحبت کرده است. این اثر، خوانندگان بسیاری را در سراسر جهان مسحور خود کرده است. در سال ۱۹۹۶، انتشارات ابژتیوای برزیل، حق امتیاز کتاب کوه پنجم را خرید و یک میلیون دلار پیش پرداخت داد. این رقم، بالاترین مبلغ پیش پرداختی است که تا کنون به یک نویسنده برزیلی پرداخت شده است.

همان سال، پائولو نشان شوالیه هنر و ادب را از دست فیلیپ دوس بلازی، وزیر فرهنگ فرانسه دریافت کرد. پائولو در همان سال به عنوان مشاور ویژه برنامه همگرایی روحانی و گفت و گوی بین فرهنگها برگزیده شد. وی در سال ۱۹۹۷، کتاب مهمش راهنمای رزمآور نور را منتشر کرد. این کتاب، مجموعهای از افکار فلسفی اوست که به کشف رزمآور نور درون هر انسان کمک میکند.

کتاب راهنمای رزم آور نور مشتمل بر مجموعهای از اندیشههای فلسفی و قصههایی است که قلب سالکان را در هرجای دنیا به وجد میآورد. این کتاب، تا کنون کتاب مرجع میلیونها خواننده شده است. در مارس سال ۱۹۹۹، نشریه ادبی لیر، پائولو کوئلیو را دومین نویسنده پرفروش جهان، در سال ۱۹۹۸ اعلام کرد.

همان سال وی جایزه معتبر کریستال را از انجمن جهانی اقتصاد دریافت و دولت فرانسه، نشان لژیون دونور را به او اهدا کرد. در ماه مه ۲۰۰۰، پائولو به ایران سفر کرد. او اولین نویسنده غیرمسلمانی بود که بعد از انقلاب به ایران سفر میکرد. او از سوی مرکز بینالمللی گفتوگوی تمدنها، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و انتشارات کاروان، دعوت شده بود.

پائولو با انتشارات کاروان قرارداد همکاری بست و با توجه به این که ایران عضو معاهده بین المللی حق مؤلف نیست، او اولین نویسندهای بود که رسما از ایران حق التالیف دریافت میکرد.

در سپتامبر۲۰۰۰، رمان شیطان و دوشیزه پریم، همزمان در ایتالیا، پرتغال، برزیل و ایران منتشر شد. همین کتاب سال بعد در بسیاری از کشورهای جهان منتشر شد و در۳۰ کشور درصدر کتابهای پرفروش قرارگرفت و جایزه بامبی، یکی از معتبرترین و قدیمیترین جوایز ادبی آلمان را دریافت کرد.

در سال ۲۰۰۲ همزمان چهار کتاب (شیطان و دوشیزه پریم، کیمیاگر، کتاب راهنمای رزمآورنور و کوه پنجم) او در فهرست پرفروشترین کتابها در روسیه قرارگرفت.

همان سال پائولو جایزه هنر پلانتاری را از باشگاه بوداپست در فرانکفورت دریافت کرد و بیل کلینتون، پیام تبریکی برای او فرستاد. در همین سال ، معتبرترین نشریه ادبی پرتغالی به نام ژورنال دلتراس، اعلام کرد که فروش کیمیاگر، از هر کتاب دیگری در تاریخ زبان پرتغالی بیشتر بوده است.

پائولو کوئلیو را که کتابهایش از پرفروشترین، پرخواننده ترین و تاثیرگذارترین کتابها است، از پدیده های پایان قرن بیستم به شمار می آورند.

برخی او را کیمیاگر واژهها میدانند، و برخی پدیدهای عامه پسند. کتابهای او به ۵۶ زبان منتشر شده و در ۱۵۰ کشور خواننده دارد.

اسپنسر جانسون – Spencer Johnson


پاتریک اسپنسر جانسون
  فیزیکدان و نویسنده آمریکایی بود که عمدتاً به دلیل کتاب‌های روانشناسانه اش که در زمینه‌هایی همچون شیوهٔ زندگی هستند (مانند:چه کسی پنیر مرا جابه‌جا کرد) شهرت دارد. از جانسون در یو اس ای تودی با عنوان ” پادشاه تمثیل ” نام برده شده چرا که او موضوعات پیچیده را دریافت کرده و پاسخ‌های ساده و کارا ارائه می‌دهد

دیل کارنگی – Dale Carnegie

دیل کارنگی یک نویسنده و سخنران آمریکایی توسعه دهندهٔ درس‌هایی در زمینهٔ پیشرفت شخصی، فروشندگی و سخنرانی در جمع بود.

او در یک خانوادهٔ فقیر در میزوری به دنیا آمد. دیل در نوجوانی مجبور بود ساعت ۴ صبح از خواب برخیزد تا شیر گاوهای خانواده را بدوشد. او در خانهٔ خود در نیویورک درگذشت.

یکی از شاخص‌ترین و مهمترین ایدهٔ کارنگی در کتاب‌هایش این بود که می‌توان اخلاق برخی را با تغییر دادن رفتارمان در مقابل شان، تغییر داد.

کارنگی دربارهٔ علت نگارش این کتاب اظهار می‌کند کمیته‌ای در دانشگاه شیکاگو یک تحقیق راجع به امیال عموم مردم جامعه انجام دادند که نتیجه حاصل شده حکایت داشت مردم بعد از خواستن سلامتی علاقه‌مند هستند بدانند چطور می‌توانند روی باقی مردم تأثیر بگذارند، بنابراین تصمیم گرفتند که دوره‌ای برای بزرگسالان در مریدن بگذارند تا این مسائل را برای آنها آموزش دهند، اما کتابی برای تدریس پیدا نکردند زیرا تاآن زمان هیچ کتابی در این باره به رشته تحریر در نیامده بود؛ بنابراین دیل تصمیم می‌گیرد تا خودش دست به کار شود و اولین کتاب را براین اساس بنویسد.

دارن هاردی – Darren Hardy

دارن هاردی نویسنده آمریکایی و سخنران، مشاور و ناشر سابق مجله موفقیت است. هاردی نویسنده نسخه‌های پر فروش نیویورک تایمز است.

هاردی اولین تجارت خود را در ۱۸ سالگی آغاز کرد. در ماه سپتامبر ۲۰۰۷ او ناشر مجله و مدیای موفقیت شد. در دسامبر ۲۰۱۵ هاردی اعلام کرد به دنبال فرصت‌های جدید مجله موفقیت را ترک کرده است.  

در سال ۲۰۱۰ هاردی کتاب امسال تکرار نخواهد شد را نوشت. 

مایکل لوسییر – michael losier

مایکل لوسیر می گوید قبل از اینکه با قانون جذب آشنا شوم شغلی داشتم که اصلا آن را دوست نداشتم. شغلم به من هیچ فرصتی نمی داد تا بتوانم خلاقانه زندگی کنم. ساعت های طولانی کار می کردم و حتی زمانی برای تفریح نداشتم. حتی با اینکه خوابی دیده بودم که شغلت را رها کن ولی هرگز جسارت نداشتم تا شغلم را رها کنم زیرا به پول آن نیاز داشتم.
به محض اینکه با قانون جذب آشنا شدم شروع به تفکر در مورد شغل مورد علاقه ام کردم. از مربیگری و تدریس بسیار خوشم می آمد زیرا به من احساس خوشایندی می داد. بنابراین تصمیم گرفتم که زمانم را صرف مربیگری و تدریس کنم. با اینکه هنوز شغل دولتی داشتم ولی نزدیک به پنجاه همایش در مورد قانون جذب گذاشتم و به گونه ای احساس رضایت و خوشایندی می کردم زیرا به آرزوی خود یعنی تعلیم و تربیت عموم رسیده بودم. آرزوهایم آهسته آهسته شکل گرفت. کارهایم رونق یافت.
سرانجام در یک روز از کارفرمایم خواستم که تنها چهار روز در هفته به کار بیایم و کارفرمایم با خواسته من موافقت کرد. پس از مدتی تنها شغل سابقم را رها کردم و هرگز به گذشته باز نگشتم. بعدا سه روز در هفته کار می کردم و سرانجام در سال ۲۰۰۰ زندگی به بهترین شکل خود رسید. هرگز تا این اندازه احساس خرسندی و نشاط نمی کردم. دیگران از من می پرسیدند که چه طور زندگیت این قدر شکل گرفت و من برایشان می گفتم درک قانون جذب این خوشبختی را برایم محقق ساخت.

آرنولد لازاروس – Arnold A.Lazarus

آرنولد آلان لازاروس (۲۷ ژانویه ۱۹۳۲ – ۱ اکتبر ۲۰۱۳) یک متخصص روانشناسی بالینی در آفریقای جنوبی بود که متخصص در درمان شناختی و شناخته شده است و برای توسعه درمان های چندجدی (MMT) شناخته شده است. یکی از فارغ التحصیلان دانشگاه افریقای جنوبی در ویتواتزرند، دستاوردهای لازاروس شامل نوشتن اولین متن در درمان رفتاری شناختی (CBT) به نام “رفتار رفتاری و فراموشی” و ۱۷ کتاب دیگر، بیش از ۳۰۰ مقاله بالینی و رئیس انجمن های روانشناسی است.
او جایزه های متعددی از جمله جایزه روانشناسی معروف بخش روان درمانی از انجمن روانشناسی آمریکا، جایزه خدمات برجسته هیئت مدیره روانشناسی حرفه ای آمریکا و سه جایزه دستاورد زندگی را دریافت کرد.
لازاروس رهبر جنبش خودخواهی در دهه ۱۹۷۰ بود که کتاب هایی را درباره تصورات ذهنی مثبت و اجتناب از افکار منفی معرفی کرد. وی در دانشگاه های مختلف ایالات متحده از جمله دانشگاه راتگرز، دانشگاه استنفورد، دانشکده پزشکی دانشگاه تمپل و دانشگاه ییل آموزش داده شد و مدیر اجرایی موسسه لازاروس، مرکز خدمات بهداشت روان با تمرکز بر CBT بود.

ناپلیون هیل – Napoleon hill

ناپلئون هیل متولد(۱۸۸۳ اکتبر ۲۶ – ۸ نوامبر ۱۹۷۰) نویسنده آمریکایی که یکی از پیشگامان سبک مدرن ادبیات موفقیت شخصی بود. یکی از معروف‌ترین اثر او، بیندیشید و وثروتمند شوید، یکی ازپرفروشترین کتاب‌های جهان است .او به یکی از مشاور رئیس جمهور فرانکلین دی روزولت ۱۹۳۳ – ۳۶ تبدیل شد

جی. دونالد والترز – Walters,J.Donald

جی.دونالد والترز، شاگرد مستقیم استاد بزرگ، پاراماهانزا یوگاناندا،نویسنده، مدرس و آهنگساز در سطح بین المللی است. او به عنوان یکی از مقامات برجسته جهان در زمینه مراقبه و
.یوگا به طور گسترده ای شناخته شده است، او این اصول و تکنیک ها را به صدها هزار دانش آموز در سراسر جهان آموزش داده است