مایکل لوسییر – michael losier

مایکل لوسیر می گوید قبل از اینکه با قانون جذب آشنا شوم شغلی داشتم که اصلا آن را دوست نداشتم. شغلم به من هیچ فرصتی نمی داد تا بتوانم خلاقانه زندگی کنم. ساعت های طولانی کار می کردم و حتی زمانی برای تفریح نداشتم. حتی با اینکه خوابی دیده بودم که شغلت را رها کن ولی هرگز جسارت نداشتم تا شغلم را رها کنم زیرا به پول آن نیاز داشتم.
به محض اینکه با قانون جذب آشنا شدم شروع به تفکر در مورد شغل مورد علاقه ام کردم. از مربیگری و تدریس بسیار خوشم می آمد زیرا به من احساس خوشایندی می داد. بنابراین تصمیم گرفتم که زمانم را صرف مربیگری و تدریس کنم. با اینکه هنوز شغل دولتی داشتم ولی نزدیک به پنجاه همایش در مورد قانون جذب گذاشتم و به گونه ای احساس رضایت و خوشایندی می کردم زیرا به آرزوی خود یعنی تعلیم و تربیت عموم رسیده بودم. آرزوهایم آهسته آهسته شکل گرفت. کارهایم رونق یافت.
سرانجام در یک روز از کارفرمایم خواستم که تنها چهار روز در هفته به کار بیایم و کارفرمایم با خواسته من موافقت کرد. پس از مدتی تنها شغل سابقم را رها کردم و هرگز به گذشته باز نگشتم. بعدا سه روز در هفته کار می کردم و سرانجام در سال ۲۰۰۰ زندگی به بهترین شکل خود رسید. هرگز تا این اندازه احساس خرسندی و نشاط نمی کردم. دیگران از من می پرسیدند که چه طور زندگیت این قدر شکل گرفت و من برایشان می گفتم درک قانون جذب این خوشبختی را برایم محقق ساخت.

دیدگاهتان را بنویسید